ترس ار انفاق

ترس از انفاق

معمولا کسی که انفاق نمی کند از دو چیز می ترسد:
1. مالش کم شود و زیان ببیند.
2. پاداشی که به او قول داده اند عملی نشود.
لذا خداوند می فرماید: هم سنگ ذره ای به تو ستم نمی شود و هر چه در راه خدا انفاق کنی – هر چقدر هم کم باشد – باز هم خداوند دو چندان آن را به تو بر می گرداند، پس نه تنها مالت کم نمی شود، بلکه خداوند اجر عظیمی از نزد خود به تو می دهد. پس پاداشت محفوظ است و دیگر جای ترس ندارد؛ چون همه روزی های آفرینش دست پروردگار است و او بر هر کاری تواناست. لذا به جای اعتماد به مالی که نزد توست، باید به دهنده آن و روزی رسان اعتماد کنی که همه مال ها از او و هر آفرینشی به خواست اوست.
الذین یقیمون الصلاه و مما رزقناهم ینفقون(35)
آنان که نماز را برپا می دارند و از آن چه روزیشان کرده ایم انفاق می کنند.
انفاق یکی از پنج خصوصیت مومنین حقیقی
آیه قبل و آیه بعد، پنج خصوصیت مومنین حقیقی را بیان می کنند:
1. ترسیدن و لرزیدن دل هنگام ذکر خدا.
2. زیاد شدن ایمان در اثر استماع آیات خدا.
3. توکل.
4. نماز.
5. انفاق از آن چه خدا روزی فرموده. المیزان.
می بینی! انفاق یکی از پنج خصوصیت حقیقی است که در آیه 4 انفاق آمده: اولئک المومنین حقیقی رسید.
و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و آخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم و ما تنفقوا من شی ء فی سبیل الله یوف الیکم و انتم لا تظلمون(36)
و تا می توانید در برابر دشمن، نیرو و اسب های آماده بسیج کنید تا با آن دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگر دشمنان را که نمی شناسید، ولی خدا می شناسد بترسانید و هر چه در راه خدا انفاق کنید، به تمامی به شما بازگردانده می شود و بر شما ستم نمی رود.

ضمانت خدا

غرض حقیقی از تهیه نیرو این است که به قدر توانایی شان بتوانند دشمن را دفع کنند و این امری است که فرد فرد جامعه از آن سود می برند و مراد از آن که گفته هر چه انفاق کنید شامل جان و مال می شود (المیزان).
پس باید جانا و مالا از جامعه اسلامی دفاع کنیم و بدانیم که خداوند پاداش آن را وفا خواهد کرد و به کسی ظلم نخواهد نخواهد شد.
یا ایها الذین آمنوا أن کثیرا من الاحبار و الرهبان لیا کلون اموال الناس بالاباطل و یصدون عن سبیل الله و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشر هم بعذاب الیم(37)
ای کسانی که ایمان آورده اید، قطعا بسیاری از علمای یهود و راهبان اموال مردم را به ناحق می خورند و آنان را از راه خدا باز می دارند و کسانی را که زر و سیم می اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی کنند، به عذابی دردناک نوید ده.
احتکار از موارد عدم انفاق است
علامه در المیزان می فرماید:
در قرآن جرائم زیادی برای اهل کتاب – خصوصا یهود – ذکر شده است، لکن در این آیه، متعرض به جرائم و تعدیات مالی آنان شده؛ چون اولا: تعدیات به حقوق مالی مردم در میانه گناهان اهمیت خاص دارد، ثانیا: در به فساد کشیدن مجتمع انسانی هیچ جرم و گناهی مثل تعددی به حقوق مردم موثر نیست. سپس می فرماید: و الذین یکنزون الذهب و الفضه… مخصوص مردمی است که احتکار می کرده و از انفاق خود داری می کنند و به اساس دین لطمه می رنند، مانند: انفاق در جهاد و جمیع مصالحی دینی که حفظش واجب است. پس اگر کسی با وجود احتیاج اجتماع به هزینه حوائج ضروریش، سرمایه و نقدینه را احتکار کند، از کسانی است که در راه خدا انفاق نکرده و باید منتظر عذابی دردناک باشد؛ چون خودش را بر خدایش مقدم داشته و احتیاج موهوم و احتمالی خود را بر احتیاج قطعی و ضروری اجتماع دینی برتری داده است.
یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لانفسکم فذوقوها ما کنتم تکنزون(38)
روزی که آن را (گنجینه ها را) در آتش سرخ کنند و با آن بر پیشانی و پهلو و پشتشان داغ نهند و گویند: این است آن چه که برای خود می اندوختید، پس بچشید آن چه را می اندوختند.

مالی که از آن انفاق نشود آتش است

روز قیامت، روز ظهور واقعیت و حقایق عالم است و واقعیت دفینه و گنجی مال اندوز می افتد. پس ملاحظه بفرمایید که انفاق چه گونه آتش را تبدیل به گلستان کرده و اهل انفاق را به بهشت هدایت می کند!
انفروا خفافا و ثقالا و جاهدوا باموالکم و انفسکم فی سبیل الله ذلکم خیر لکم آن کنتم تعلمون(39)
سبکبار و گرانبار رهسپار شوید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید که، اگر بدانید این برایتان بهتر است.
انفاق مال مقدم بر انفاق جان
نکته قابل توجه این که بعد از جاهدوا (جهاد کنید)، باموالکم (با مالهایتان) آمده و سپس انفسکم (با جاهایتان) و این مطلب بسیار مهم است؛ ولی به عینه دیده ایم بعضی آن قدر مال دوست هستند که حاضرند جانشان را بدهند اما مالشان را ندهند. لذا دل کندن از مال، قدم اول جهاد در راه خداست. چون دلی که پای بند مال دنیاست، لیاقت جهاد در راه خدا را ندارد؛ ولی مجاهد فی سبیل الله که دست از مال و جان شسته، و توفیق جهاد کرده جایگاهش بهشت رضوان و حیات جاودان است.
لا یستاذنک الذین یؤمنون بالله و الیوم الاخره آن یجاهدوا باموالهم و انفسهم و الله علیم بالمتقین(40)
کسانی که به خدا و روز واپسین ایمان دارند، برای جهاد با مال و جانشان از تو رخصت و عذر نمی خواهند و خدا به حال پرهیزکاران آگاه است.
یعنی: آن ها که ایمان دارند از جان و مالشان یا به بیان آیه از مال و جانشان دریغ نمی ورزند.
انما بستاذنک الذین لا یومنون بالله و الیوم الاخر وارتابت قلوبهم فهم فی ریبهم یترددون(41)
تنها کسانی از تو رخصت می خواهند که به خدا و روز واپسین ایمان ندارند و دل هایشان به ریب و شک افتاده، پس آنان در شک خود سر گردانند.
انفاق نشانه ایمان به خدا و روز قیامت است و از آن جا که مؤمن می داند به زودی این چند روز دنیا می گذرد و باید آن چه اندوخته بگذارد و برود، انفاق می کند تا اندوخته ای برای آخرت خود داشته باشد؛ چرا که آن جا دائمی است و گذرا و موقتی نیست که بتوان هر سختی را تحمل کرد. آن جا حیات ابد است و تنها سرمایه اش ایمان و عمل صالح، پس تمام سعی و تلاش مومن برای ایمان بیشتر و عمل صالح می باشد و این چنین است که انفاق دردهای بی درمان را شفا می دهد و عدم انفاق باعث درهای بی دواست.
قل انفقوا طوعا او کرها لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فاسقین(42)
بگو: به رغبت انفاق کنید با اکراه، هرگز از شما پذیرفته نمی شود. همانا شما قومی نافرمان هستند.
انما یتقبل الله من المتقین: عمل نیک را تنها از پرهیزکاران می پذیرد و از فاسقین (که از نشانه های منافقین است، چنان چه در آیه های بعد شرحش آمده) قبول نمی شود. در آیه 67 توبه هم آمده است:
ان المنافقین هم الفاسقون
آری! منافقان همان فاسقانند.
و ما منعهم آن تقبل منهم نفقاتهم الا انهم کفروا بالله و برسوله و لا یاتون الصلاه الا و هم کسالی و لا ینفقون الا و هم کارهون(43)
و چیزی مانع قبول انفاق آنها نشد، جز این که به خدا و رسول او کفر ورزیدند و آن ها جز با کسالت نماز نمی گذارند و جز به کراهت انفاق نمی کنند.
و اینها همه نشانه منافقان است و با این که انفاق درمان کننده هر دردی است، اما تنها دردهای مومنان را شفا می دهد نه دردهای منافقان و کفار را و دل های مومنان را صفا می بخشد و آنها را به کمالات بالای انسانی می رساند؛ که این نسخه حیات بخش برای دوستان خدا پیچیده شده و بر بیگانه اثری ندارد.
المنافقون و المنافقات بعضهم من بعض یامرون بالمنکر و ینهون عن المعروف و یقبضون ایدیهم نسوا الله فنسیهم آن المنافقین هم الفاسقون
بعضی از مردان و زنان منافق که به بعضی دیگر (همه از یکدیگر و سر ته یک کرباسند) امر به منکر و نهی از معروف می کنند و دست های خود را از (انفاق) بسته می دارند، خدا را فراموش کرده اند. پس فراموش شده اند. آری! منافقان همان فاسقانند.
آیه، شرح حال منافقان و چگونگی عمل کرد آن هاست و در این جا انفاق نکردن آن ها مورد بحث است که چون منافق به خدا و قیامت ایمان ندارد، دست از انفاق می کشد.