صحیفة الحسن علیه السلام

ادعیه ی نقل شده از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در چهار بخش :

>ادعيه آن حضرت در ثناء الهي و درخواست حوائج از او
>ادعيه آن حضرت در مورد نياز و آنچه به آن ارتباط دارد
>ادعيه آن حضرت در رفع خطرات و بيماريها
>ادعيه آن حضرت در امور متفرقه
جمع آوری گردیده است . که هر کدام از این بخش ها، مشتمل بر چندین دعا می باشد . توجه شما را به این ادعیه ی پرمغز و محتوا ، از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام ، جلب می نموده و از شما بازدید کننده ی گرامی التماس دعا داریم .

 

>>>>>ادعيه آن حضرت در ثناء الهي و درخواست حوائج از او
>دعاؤه في التسبيح لله سبحانه في اليوم الرابع من الشهر
سبحان من هو مطلع علي خوازن القلوب، سبحان من هو محصي عدد الذنوب سبحان من لايخفي عليه خافية في السماوات و الارض، سبحان المطلع علي السرائر عالم الخفيات.
سبحان من لايعزب عنه مثقال ذرة في الارض و لا في السماء سبحان من السرائر عنده علانية والبواطن عنده ظواهر سبحان الله و بحمده.
دعاي آن حضرت در تنزيه خداي بزرگ در روز چهارم ماه
پاک و منزه است خدائي که که بر اسرار قلبها آگاه است، پاک و منزه است کسي که شمارش گناهان را مي داند، پاک و منزه است، آنکه چيزي در آسمانها و زمين از ديد او پنهان نيست، پاک و منزه است آگاه بر رازها و داناي بر پنهانيها.
پاک و منزه است آنکه اندک چيز در زمين و آسمان از او پنهان نمي باشد، پاک و منزه، است آنکه رازها برايش آشکار و اسرار برايش هويدا است، پاک و منزه است خداوند و ستايش مخصوص اوست.

>>>>>ادعيه آن حضرت در مورد نياز و آنچه به آن ارتباط دارد
>
دعاؤه في قنوت الوتر
اللهم اهدني فيمن هديت، و عافني فيمن عافيت، و تولني فيمن توليت، و بارک لي فيما اعطيت، و قني شر ما قضيت، انک تقضي و لا يقضي عليک، انه لا يذل من واليت، تبارکت ربنا و تعاليت.

>دعاي آن حضرت در قنوت نماز وتر
دعاي آن حضرت در قنوت نماز وتر
پروردگارا! مرا در زمره کساني قرار ده که ايشان را هدايت کرده اي، و سلامت دار به همراه کساني که به آنان سلامتي عطا فرموده اي، و مرا سرپرستي کن در ميان افرادي که ايشان را سرپرستي نموده اي، و در آنچه به من عطا کرده اي برکت عنايت نما، و شر و بدي آنچه مقدر کرده اي را از من دو دار، تو حاکم بوده و کسي بر تو حکم نمي کند، به درستيکه تو هر که را سرپرستي کني ذليل نمي گردد.
>دعاؤه في القنوت
يا من بسلطانه ينتصر المظلوم و بعونه يعتصم المکلوم سبقت مشيتک و تمت کلمتک و انت علي کل شيء قدير و بما تمضيه خبير
يا حاضر کل غيب، و يا عالم کل سر، و ملجاء کل مضطر، ضلت فيک الفهوم، و تقطعت دونک العلوم، انت الله الحي القيوم، الدائم الديموم.
قد تري ما انت به عليم، و فيه حکيم، و عنه حليم، و انت بالتناصر علي کشفه و العون علي کفه غير ضائق، و اليک مرجع کل امر کما عن مشيتک مصدره.
و قد ابنت عن عقود کل قوم، و اخفيت سرائر اخرين، و امضيت ما قضيت، و اخرت ما لافوت عليک فيه، و حملت العقول ما تحملت في غيبک ليهلک من هلک عن بينة و يحيي من حي عن بينة و انک انت السميع العليم، الاحد البصير
و انت اللهم المستعان و عليک التوکل، و انت ولي ما توليت لک الامر کله، تشهد الانفعال و تعلم الاختلال وتري تخاذل اهل الخبال و جنوحهم الي ما جنحوا اليه، من عاجل فان و حطام عقباه حميم ان و قعود من قعد، و ارتداد من ارتد و خلوي من النصار، [1]  و انفرادي من الظهار، و بک اعتصم و بحبلک استمسک و عليک اتوکل
اللهم قد تعلم اني ما ذخرت جهدي، و لا منعت و جدي حتي انفل حدي و بقيت وحدي فاتبعت طريق من تقدمني في کف العادية و تسکين الطاغية عن دماء اهل المشايعة [2]  و حرست ما حرسه اوليائي من امر اخرتي و دنياي.
فکنت لغيظهم اکظم و بنظامهم انتظم، و لطريقتهم اتسنم، و بميسمهم اتسم، حتي يأتي نصرک و انت ناصر الحق و عونه و ان بعد المدي من المرتاد و نأي الوقت عن افناء الاضداد.
اللهم صل علي محمد و ال محمد و آله و اخرجهم مع النصاب في سرمد العذاب، و اعم عن الرشد و ابصارهم و سکعهم في غمرات لذاتهم، حتي تأخدهم بغتة و هم غافلون و سحرة و هم نائمون بالحق الذي تظهره، و اليد التي تبطش بها، و العلم الذي تبديه، انک کريم عليم.
دعاي آن حضرت در قنوت
اي آنکه با قدرت او مظلوم ياري شده، و با کمک او مجروح التيام مي يابد، فرمانت پيشي گرفته، و امرت پايان پذيرفته، و تو بر هر کار توانا، و بر آنچه مي گذرد دانائي.
اي آنکه در هر پنهاني حاضر و بر هر راز و نهاني آگاهي و پناه هر مضطر و درمانده اي، اوهام در يافتن تو گم گشته، و علوم از رسيدن به کنه تو درمانده اند، و تو خدائي هستي که پايدار و دائمي و جاوداني.
آنچه بدان دانا و در آن حکيم بوده و از آن شکيبا و بردباري، را مي بيني، و تو بر ياري کردن براي برطرف ساختن آن و بر بازداشتن از آن قادري، و بازگشت هر کار به سوي توست، همچنانکه آغاز آن از فرمان تو بوده است.
از تصميمات هر گروهي جدا بوده و راز و نهان ديگران را مخفي مي داري، آن چه حکم کرده اي را اجرا نموده، و آن چه از دسترس تو دور نمي باشد را تأخير مي اندازي، آنچه عقول در مشيت تو بدان قادر بوده اند را به آنها داده اي، تا هر که هلاک مي گردد يا به راه راست هدايت مي شود با دليل و برهان توام بوده، و نزد خداوند عذري نداشته باشند و به درستيکه تو شنوا و دانا، يگانه و بينائي.
پروردگارا! تو ياري کننده بوده و توکل و اعتماد بر توست، و تو شايستگي سرپرستي مخلوقاتت را داري، و تمام جهان در اختيار توست، هر تأثير و تأثري در جهان را شاهد بوده، و به هر تغييري آگاهي، اعراض و روي گرداندن مکاران، و تمايل آنان به دنياي فاني و زينتهاي زودگذر آن – که عقاب الهي را به دنبال خود دارد – و نيز مبارزه نکردن آنان و بازگشتشان از دين، و بدون ياور شدنم، و نداشتن پشتيباني براي خود، را ديده اي، از تو ياري خواسته و به ريسمان محکم تو چنگ زده و بر تو توکل مي نمايم.
پروردگارا! تو مي داني که از هيچ کوششي فروگذار نکرده، و از هيچ عملي دريغ ننموده ام، تا آنگاه که قدرتم کاسته شد، و تنها ماندم، از اينرو راهي را انتخاب کردم که پيشينيان من براي رفع دشمني و ساکن نمودن طغيان و آشوب در جهت جلوگيري از خونريزي شيعيان برگزيده بودند، و آنچه اوليائم از امور دنيا و آخرت حراست کرده اند، را پاسداري نمودم.
از اينرو خشمشان، را تحمل کرده، و روششان را متابعت نموده، و راهشان را پذيرفته، و با نشانه آنان شناخته شده ام، تا آنگاه که ياري تو فرا رسد، و تو ياري کننده حق مي باشي، اگر چه مطلوبمان از ما دور باشد، و زمان براي نابودي دشمنان گذشته باشد.
خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و آنان را به همراه دشمنانت در عذاب الهي ابدي داخل کن، و چشمانشان را از يافتن راه حق کور نما، ايشان را در لذات دنيوي فرو بر، تا مرگ آنان به طور ناگهاني فرا رسد، در حاليکه در غفلت به سر مي برند، يا در آن هنگام که در خواب فرو رفته اند، با حقيقتي که تو آن را ياري کرده و قدرتي که با آن دشمنانت را مجازات مي کني، و علمي که آن را آشکار مي گرداني، به درستيکه تو بزرگوار و دانائي.
[1] اشارة الي قعود اهل الکوفة.
[2] اهل المشايعة: المراد به شيعتهم عليهم السلام.

 

دعاؤه في الاستسقاء
اللهم هيج لنا السحاب بفتح الابواب بماء عباب و رباب بانصباب و انسکاب.
يا وهاب، اسقنا مغدقة، مطبقة مونقة، فتح اغلاقها و يسر اطباقها، و سهل اطلاقها، و عجل سياقها بالاندية في بطون الاودية بصبوب الماء.
يا فعال اسقنا مطرا قطرا، طلا مطلا مطبقا طبقا، عاملا معما، رهما بهما، رحما [1]  رشا مرشا، واسعا کافيا، عاجلا طيبا مريئا مبارکا، سلاطحا بلاطحا يباطح الاباطح مغدودقا مغرورقا.
اسق سهلنا و جبلنا و بدونا و حضرنا، حتي ترخص به اسعارنا، و تبارک لنا في صاعنا و مدنا، ارنا الرزق موجودا، و الغلاء مفقودا، امين رب العالمين.

>دعاي آن حضرت در طلب باران
پروردگارا! ابرها را براي ما با گشودن درهايش براي ريزش آبهاي بسيار فراوان و پي در پي به حرکت درآور.
اي بخشنده! براي ما باران فرو ريز، پي در پي فراگير روياننده، قفلهايش را بگشا، و موانعش را برطرف کن، و ريزش آنرا آسان گردان، و در آمدن آن براي نمناک ساختن دشتها به وسيله ريزش آب تسريع فرما.
اي تلاشگر برايمان باران فرو ريز، باراني قطره قطره، فراوان و بسيار، پي در پي و فراگير، نمناک کننده، وسيع و کافي، سريع و پاکيزه و روياننده، گوارا و مبارک، عريض و گسترده که دشتها را نمناک سازد.
در کوه و دشتمان، و شهر و بيابانمان باران فرو ريز، تا قيمتهايمان را کاهش داده، و در کيل و وزنمان برکت عطا کني، روزيمان را بما بنمايان، و قحطي را معدوم ساز، اي پروردگار جهانيان اجابت فرما.
[1] رجما (خ ل).

دعاؤه عند باب المسجد
روي انه کان عليه السلام: اذا بلغ باب المسجد رفع رأسه و يقول: الهي ضيفک ببابک، يا محسن قد اتاک المسيء فتجاوز عن قبيح ما عندي بجميل ما عندک يا کريم.

>دعاي آن حضرت در کنار درب مسجد
روايت شده که آن حضرت هنگامي که به درب مسجد مي رسيد سر را بلند کرده و مي فرمود:
پروردگارا! ميهمانت کنار در خانه ات ايستاده، اي نيکوکار گناهکار به درگاهت آمده، پس اي بزرگوار در مقابل زيبائيهايي که نزد توست از کار زشت من درگذر.
>>>>>ادعيه آن حضرت در رفع خطرات و بيماريها
>دعاؤه في الاحتجاب
اللهم يا من جعل بين البحرين حاجزا و برزخا و حجرا محجورا يا ذالقوة و السلطان، يا علي المکان، کيف اخاف، و انت املي، و کيف اضام و عليک متکلي.
فغطني من اعدائک [1]  بسترک، و افرغ علي من صبرک و اظهرني علي اعدائي بامرک و ايدني بنصرک اليک اللجاء و نحوک الملتجاء، فاجعل لي من امري فرجا و مخرجا
يا کافي اهل الحرم من اصحاب الفيل، و المرسل عليهم طيرا ابابيل، ترميهم بحجارة من سجيل، ارم من عاداني بالتنکيل
اللهم اني اسألک الشفاء من کل داء، و النصر علي الاعداء و التوفيق لما تحب و ترضي
يا اله من في السماء و الارض، و ما بينهما و ما تحت الثري، بک استکفي، و بک استشفي، و بک استعفي، و عليک اتوکل فسيکفيکهم الله و هو السميع العليم.

>دعاي آن حضرت در پوشيده ماندن از خطرات
پروردگارا! اي آنکه بين دو دريا مانع و فاصله قرار دادي، اي داراي نيرو و توانمندي اي آنکه جايگاهش برتر است، چگونه از تو در هراس باشم در حاليکه تو اميدم مي باشي، و چگونه مورد ستم واقع شوم در حاليکه تو پناهم هستي.
پس با پوشش خود مرا از دشمنانت پوشيده دار، و صبر و بردباريت را بر من فرو ريز، و با قدرتت مرا بر دشمنانم ياري گردان، و با ياريت کمک فرما، پناه توئي و اعتماد بر توست، پس در کارم گشايش و فرج مقدر کن.
اي آنکه اهل مکه را در مقابل اصحاب فيل ياري کرده، و پرندگان ابابيل را براي آنان فرستادي، تا ايشان را با سنگهاي آتشين سنگ باران کردند، هر که با من دشمني مي کند را عقوبت کن.
خداوندا! شفاء از هر بيماري، و ياري بر دشمنان، و توفيق بر آنچه خشنودي تو در آنست را از تو مي خواهم.
اي پروردگار هر که در آسمان و زمين و در ميان آنها و در زير زمين است، از تو شفا طلبيده و از تو بخشش مي خواهم، و بر تو توکل مي کنم، و خداوند آنان را کفايت کرده، و او شنوا و داناست.

[1] اعدائي (خ ل).

 

>دعاؤه في الاحتراز
بسم الله الرحمن الرحيم، اللهم اني اسألک بمکانک و بمعاقد عزک، و سکان سماواتک و انبيائک و رسلک ان تستجيب لي فقد رهقني من امري عسر
اللهم اني اسألک ان تصلي علي محمد و ال محمد و ان تجعل لي من عسري يسرا.

دعاي آن حضرت در دفع شدائد
بنام خداوند بخشنده مهربان، خداوندا به جايگاهت و مکانهاي عزتت و ساکنين آسمانهايت، و پيامبران و رسولانت، از تو مي خواهم که دعايم را اجابت کني، چرا که در سختي قرار گرفته ام.
خدايا! از تو مي خواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستي و امر مشکلم را آسان فرمائي.
>دعاؤه اذا احزنه امر
روي انه عليه السلام اذا احزنه امر: خلا في بيت و دعا به:
يا کهيعص يا نور يا قدوس، يا خبير يا الله يا رحمان – ثلاثا.
اغفر لي الذنوب التي تحل بها النقم، و اغفرلي الذنوب التي تغير النعم، و اغفر لي الذنوب لتي تهتک العصم، و اغفر لي الذنوب التي تنزل البلاء، و اغفرلي الذنوب التي تعجل الفناء.
و اغفرلي الذنوب التي تديل الاعداء، و اغفرلي الذنوب التي تقطع الرجاء، و اغفرلي الذنوب التي ترد الدعاء و اغفرلي الذنوب التي تمسک غيث السماء و اغفرلي الذنوب التي تظلم الهواء، و اغفرلي الذنوب التي تکشف الغطاء.
ثم يدعو بما يريد.

دعاي آن حضرت در دفع حزن اندوه
روايت شده: هرگاه آن حضرت محزون مي گرديد در اتاقي قرار گرفته و اين دعا را مي خواند:
اي کهيعص، اي نور، اي پاکيزه، اي دانا، اي خداوند، اي بخشنده – سه بار.
گناهاني که نعمت و عذاب را بر من فرود مي آورد، و گناهاني که نعمت ها را به نقمت مبدل مي سازد، و گناهاني که پرده هاي حيا را مي درد، و گناهاني که بلا را نازل مي کند، و گناهاني که فنا و نابودي را تسريع مي گرداند، را بيامرز.
و گناهاني که دشمنان را مسلط مي سازد، و گناهاني که اميدها را نااميد مي کند و گناهاني که دعا را رد مي کند، و گناهاني که از نزول باران ممانعت بعمل مي آورد، و گناهاني که هوا را تاريک مي کند، و گناهاني که پرده ها را مي درد، را بر من ببخشاي.
آنگاه به آنچه مي خواهد دعا مي کند.
>دعاؤه في دفع کيد الاعداء و رد بأسهم
اللهم اني ادرا بک في نحورهم، و اعوذ بک من شرورهم و استعين بک عليهم فاکفنيهم بما شئت و اني شئت من حولک و قوتک يا ارحم الراحمين.

>دعاي آن حضرت در دفع کيد و دشمنان و شر آنان
دعاي آن حضرت در دفع کيد و دشمنان و شر آنان
پروردگارا! به ياري تو در مقابل دشمنان ايستادگي کرده و از شرور آنان به تو پناه مي آورم، و از تو بر عليه ايشان ياري مي طلبم، به هر چه مي خواهي و هر گونه که مي خواهي مرا بر آنان ياري فرما، اي بهترين ياري کنندگان.

 >دعاؤه علي اعدائه
اللهم اني قد دعوت و انذرت و امرت و نهيت، و کانوا عن اجابة الداعي غافلين، و عن نصرته قاعدين و عن طاعته مقصرين، و لاعدائه ناصرين.
اللهم فانزل عليهم رجزک و بأسک و عذابک، الذي لا يرد عن القوم الظالمين.

>دعاي آن حضرت بر عليه دشمنانش
دعاي آن حضرت بر عليه دشمنانش
خداوندا! من آن را به تو خوانده و از مخالفتت بر حذر داشتم، و ايشان را امر و نهي نمودم، اما ايشان از پذيرش دعوتم غافل و از ياريم باز ايستاده، و از اطاعتم کوتاهي کرده و دشمنانم را ياري نمودند.
خدايا! پس عذاب و سخط و عقابت که شامل ستمکاران مي گردد را بر آنان فرو ريز.

>دعاؤه لدفع کيد العدو (لما أتي معاوية)
بسم الله الرحمن الرحيم، بسم الله العظيم الاکبر، اللهم سبحانک يا قيوم، سبحان الحي الذي لا يموت.
اسألک کما امسکت عن دانيال افواه الاسد، و هو في الجب فلا يستطيعون اليه سبيلا الا باذنک اسألک ان تمسک عني امر هذا الرجل، و کل عدوي في مشارق الارض و مغاربها، من الانس و الجن، خذ باذانهم و اسماعهم و ابصارهم و قلوبهم و جوارهم
و اکفني کيدهم بحول منک و قوة و کن لي جارا منهم و من کل جبار عنيد، و من کل شيطان مريد، لايؤمن بيوم الحساب
ان وليي الله الذي نزل الکتاب، و هو يتولي الصالحين، فان تولوا فقل حسبي الله لا اله الا هو عليه توکلت و هو رب العرش العظيم.

>دعاي آن حضرت بر عليه دشمنش، آنگاه که نزد معاويه رفت
دعاي آن حضرت بر عليه دشمنش، آنگاه که نزد معاويه رفت
بنام خداوند بخشنده مهربان، بنام خداوند برتر و والاتر، پروردگارا اي پابرجا تو از هر عيب و نقصي منزه هستي، پاک و منزه است زنده اي که نمي ميرد.
از تو مي خواهم همانگونه که دانيال را درون چاه از گزند شيران نجات دادي، و به او صدمه اي نرساندند، مرا از آزار اين مرد، و هر انسان و جن که در شرق و غرب جهان است در امان داري، و گوشها و چشمها و قلبها و اندامشان را در اختيار بگير.
مرا با نيرو و توانمندي خودت از کيد و مکر آنان در امان دار، و از آنان و از هر ستمگر کينه توز و هر شيطان رانده شده اي، که به روز قيامت ايمان ندارد، در امان دار.
به درستيکه سرپرست من خداوندي است که کتاب را نازل فرمود و نيکوکاران را سرپرستي مي کند پس اگر روي گرداندند بگو خداوند مرا کفايت مي کند، معبودي جز او نبوده، بر او توکل کرده و او پروردگار جهانيان است.

 >دعاؤه علي زياد بن أبيه
اللهم خذلنا و لشيعتنا من زياد بن ابيه، و ارنا فيه نکالا عاجلا انک علي کل شي ء قدير.

>دعاي آن حضرت بر عليه ابن زياد
دعاي آن حضرت بر عليه ابن زياد
پروردگارا! انتقام من و شيعيانم را از ابن زياد بگير، و مجازات سريعي را در مورد او به عمل آور و بما نشان ده، به درستيکه تو بر هر کار توانائي.

 >دعاؤه علي رجل من بني امية
روي ان رجلا من بني امية اغلظ للحسن عليه السلام کلامه، و تجاوز الحد في السب و الشتم له و لابيه، فقال الحسن عليه السلام:
اللهم غير ما به من النعمة و اجعله انثي ليعتبر به.
فنظر الاموي في نفسه، و قد صار امرأة.

دعاي آن حضرت بر عليه مردي از بني اميه
روايت شده: مردي از بني اميه به آن حضرت کلمات درشتي گفته، و فحش ناسزاي بسياري را به ايشان و پدرش نسبت داد، آن حضرت فرمود:
پروردگارا! نعمتي که به او داده اي را به عذاب مبدل کن، و او را براي عبرت ديگران زن گردان.
آن شخص بخود نظر افکند، ديد به زن مبدل شده است.
>دعاؤه لدفع شر الجار
شکار رجل الي الحسن بن علي عليهماالسلام جارا يؤذيه، فقال له الحسن عليه السلام: اذا صليت المغرب، فصل رکعتين، ثم قل:
يا شديد المحال يا عزيز اذللت بعزتک جميع ما خلقت اکفني شر فلان بما شئت.
و في رواية:
يا شديد القوي، يا شديد المحال يا عزيز، اذللت بعزتک جميع من خلقت، صل علي محمد و آل محمد و اکفني مؤونة فلان بما شئت.

>دعاي آن حضرت در دفع شر همسايه
شخصي نزد آن حضرت از آزار همسايه اش شکايت کرد، آن حضرت فرمود: بعد از نماز مغرب دو رکعت نماز بگزار، و سپس بگو:
اي آنکه کيد و مکرش قوي است، اي پايدار، با قدرتت تمامي مخلوقانت را در اختيار خود قرار داده اي، شر فلان فرد را با هر چه خواهي بگير.
و در روايتي آمده:
اي نيرومند، اي آنکه مکر و کيدش قوي است، اي پايدار، با قدرتت تمامي مخلوقاتت را در اختيار گرفته اي، بر محمد و خاندانش درود فرست و رنج فلان فرد را با هر چه مي خواهي از من دور دار.

 

>دعاؤه في العوذة لوجع الرجل
عن الباقر عليه السلام قال: کنت عند الحسين بن علي عليهماالسلام اذ اتاه رجل من بني امية من شيعتنا، فقال له: يا ابن رسول الله ما قدرت ان امشي اليک من وجع رجلي، قال: فاين انت من عوذة الحسن بن علي عليهماالسلام؟ قال: يابن رسول الله و ما ذاک؟ قال:
انا فتحنا لک فتحا مبينا، ليغفر لک الله – الي قومه: – و کان الله عزيزا حکيما. [1] .

>دعاي آن حضرت براي درد پا
دعاي آن حضرت براي درد پا
از آن حضرت روايت شده که فرمود: نزد امام حسين عليه السلام بودم که فردي شيعه از بني اميه نزد ايشان آمد و گفت:
اي پسر پيامبر بخاطر درد پا نمي توانم نزد تو بيايم، فرمود: چرا دعاي حضرت امام حسن عليه السلام را نمي خواني فرمود، آن کدامست؟ فرمود:
به درستيکه گشايش و پيروزي آشکاري که براي تو فراهم آورديم، تا خداوند از گناهان گذشته و آينده تو درگذرد – تا آنجا که فرمايد: و خداوند استوار و حکيم است. [2] .

[1] انا فتحنا لک فتحا مبينا – ليغفر لک الله ما تقدم من ذبنک و ما تأخر و يتم نعمته عليک و يهديک صراطا مستقيما و ينصرک الله نصرا عزيزا – هو الذي انزل السکينة في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم والله جنود السماوات و الارض و کان الله عليما حکيما – ليدخل المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و يکفر عنهم سيئاتهم و کان ذلک عند فوزا عظيما – و يعذب المنافقين و المنافقات و المشرکين و المشرکات الظانين بالله ظن السوء عليهم دائرة السوء و غضب الله عليهم و لعنهم و اعد لهم و سأت مصيرا – و لله جنود السماوات و الارض و کان الله عزيزا حکيما – الفتح 1 – 7.
[2] به درستيکه گشايش و پيروزي آشکاري را براي تو فراهم آورديم، تا خداوند از گناهان گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو کامل کرده و تو را به راه راست هدايت نمايد.
و تو را با نصرتي و عزت ياري کند، اوست پروردگاري که آرامش و وقار را بر دلهاي مؤمنان نازل کرد تا بر يقين، و ايمانشان بيفزايد، و ايمانشان را کامل گرداند و لشکريان آسمانها و زمين از آن خداست و خداوند آگاه و حکيم است، براي آنکه خدا مي خواست مردان و زنان مؤمن را تا ابد در بهشت هائي که زير درختانش نهرها جاري است داخل گرداند، و گناهانشان را ببخشد، در حقيقت اين پيروزي بزرگي است و نيز خداوند خواست، تا همه منافقان ومشرکان و آنانکه بخدا بدگمان بودند را عذاب کند، و خداوند بر آنان خشم نمود، و مورد لعنتشان قرار داده و جهنم را بر ايشان آماده ساخت که بدجايگاهي است و لشکريان آسمانها و زمين براي خداست و خداوند پابرجا و حکيم است سوره فتح 1 – 7.

 

>دعاؤه في العوذة لاصابة العين
عن الحسن عليه السلام: ان دواء الاصابة بالعين ان يقراء:
و ان يکاد الذين کفروا ليزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و يقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمين.
دعاي آن حضرت در دفع چشم زخم
از آن حضرت روايت شده که فرمود: دواء چشم زخم آن است که بخواني:
و آنگاه که کافران آيات قرآن را شنيدند، نزديک بود با چشمهاي خود تو را چشم زخم زنند، و مي گويند اين شخص ديوانه است، و در حاليکه اين کتاب الهي جز تذکر و پند براي جهانيان چيز ديگري نيست.

 

>>>>>>ادعيه آن حضرت در امور متفرقه

>دعاؤه في الاستعاذه
اللهم اني اعوذ بک من قلب يعرف و لسان يصف و اعمال تخالف.

>دعاي آن حضرت در پناه بردن به خدا از بعضي از امور
دعاي آن حضرت در پناه بردن به خدا از بعضي از امور
پروردگارا! از قلبي که مي شناسد، و زباني که توصيف مي کند، و اعمالي که مخالفت کرده مي شود، به تو پناه مي برم.

 >دعاؤه عند التزام الرکن
روي ان الحسن بن علي بن ابيطالب عليهما السلام التزم الرکن، فقال:
الهي انعمت علي فلم تجدني شاکرا و ابتليتني فلم تجدني صابرا فلا انت سلبت النعمة بترک الشکر و لا انت ادمت الشدة بترک الصبر الهي ما يکون من الکريم الا الکرم.

>دعاي آن حضرت در کنار رکن يماني
دعاي آن حضرت در کنار رکن يماني
روايت شده: امام حسن عليه السلام کنار رکن يماني قرار گرفته و فرمود:
پروردگارا! به من نعمت ارزاني داشتي ولي سپاسگزارم نيافتي، و مرا به ناراحتي دچار ساختي ولي صبور و شکيبايم نديدي، پس نعمتت را به سبب ترک شکر سلب نکرده، و ناراحتي را به سبب ترک صبر و شکيبائي استمرار نمي بخشي، پروردگارا از بزرگوار جز بزرگواري انتظار نمي رود.
>دعاؤه اذا أفطر
عن الکاظم، عن ابيه، عن جده، عن الحسن بن علي عليهما السلام:
ان لکل صائم عند فطوره دعوة مستجابة، فاذا کان اول لقمة فقل:
بسم الله، يا واسع المغفرة اغفرلي.
و في رواية اخري:
بسم الله الرحمن الرحيم، يا واسع المغفرة، اغفرلي.
فانه من قالها عند افطاره غفر له.

>دعاي آن حضرت هنگام افطار
دعاي آن حضرت هنگام افطار
از آن حضرت روايت شده که فرمود: هر روزه دار در زمان افطار يک دعاي مستجاب دارد، در اولين لقمه خود بگويد:
بنام خداي، اي داراي بخشش بسيار، مرا ببخشاي.
و در روايتي آمده:
بنام خداوند بخشنده مهربان، اي داراي بخشش بسيار مرا ببخش.
هر که هنگام افطار اين دعا را بخواند، بخشيده مي شود.
>دعاؤه في ليلة القدر
يا باطنا في ظهوره و يا ظاهر في بطونه يا باطنا ليس يخفي يا ظاهرا ليس يري، يا موصوفا لا يبلغ بکينونته موصوف، و لا حد محدود.
يا غائبا غير مفقود، و يا شاهدا غير مشهود، يطلب فيصاب لم يخل منه السماوات لم يخل منه السماوات و الارض و ما بينهما طرفة عين لا يدرک بکيف و لا يأين باين و لا بحيث.
انت نور النور و رب الارباب، احطت بجميع الامور، سبحان من ليس کمثله شيء، و هو السميع البصير سبحان من هو هکذا و لا هکذا غيره.

>دعاي آن حضرت در شب قدر
دعاي آن حضرت در شب قدر
اي که از شدت ظهور پنهان و در ناپيدائي آشکاري، اي ناپيدائي که هيچ چيز بر تو مخفي نيست، اي آشکاري که ديده نمي شود، اي توصيف شده اي که هيچ توصيف شده اي به ذات تو پي نبرده، و تو را تحديد به مقداري ننمايد.
اي غائبي که هرگز گم نشده اي، و اي شاهدي که مشاهده نمي شوي، اگر جستجو شوي پيدا نشده، و آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست لحظه اي از تو خالي نمي باشد، با کيفيتي درک نشده و با مکان تعيين نمي گردي.
نورانيت نور از توست، و پروردگار هر پرورش دهنده اي، و به تمام کارها احاطه داري، پاک و منزه است آنکه چيزي همانند او نيست و او شنوا و بيناست پاک و منزه است آنکه چنين است و همانندي ندارد.

 

>دعاؤه اذا هنئه بمولود
روي انه ولد للحسن بن علي عليهما السلام مولود، فاتته قريش فقالوا: يهنئک الفارس، فقال عليه السلام: و ما هذا من الکلام، فقولوا:
شکرت الواهب، و بورک لک في الموهوب و بلغ الله به اشده و رزقک بره.

>دعاي آن حضرت در کيفيت تبريک براي ولادت فرزند پسر
دعاي آن حضرت در کيفيت تبريک براي ولادت فرزند پسر
روايت شده: براي آن حضرت فرزند پسري به دنيا آمد، قريش نزد ايشان آمده و گفتند: تو را به خاطر داشتن اسب سوار تبريک مي گوئيم، امام فرمود: اين چه کلامي است بگوييد:
بخشنده را شکر گزارده، و در آنچه به تو داده شده برکت عطا شود، و خداوند او را به نهايت درجه برساند، و از نيکي او تو را بهره مند سازد.
>دعاؤه عند احتضاره لطلب الرحمة من الله تعالي
عن رؤبة من مصقلة قال: لما نزل بالحسن عليه السلام الموت قال: اخرجوا فراشي الي صحن الدار، فاخرجوه، فرفع رأسه الي السماء و قال:
اللهم اني احتسب عندک نفسي، فانها اعز الانفس علي لم اصب بمثلها.
اللهم ارحم صرعتي، و انس في القبر وحدتي.

>دعاي آن حضرت هنگام احتضار براي طلب رحمت الهي
دعاي آن حضرت هنگام احتضار براي طلب رحمت الهي
از رؤبه بن مصقله روايت شده که گفت: آن حضرت هنگام احتضار فرمود: بستر مرا به حياط ببريد، او را بيرون بردند، سر بلند کرد و اين دعا را خواند:
خداوندا! من جانم که عزيزترين چيزها نزد من بوده و همانند آن چيزي را در اختيار ندارم به تو مي سپارم.
خدايا! مرا مورد رحمتت قرار ده، و در تنهايي قبر مونس من باش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.