وصیتنامه مرحومه حاج بابایی از فعالین موسسه خیریه امام حسن مجتبی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و درود خداوند بر پیامبر اکرم و خاندان اطهرش ( صلوات الله علیهم اجمعین ) ،آنانکه چراغ هدایتند و بشریت را از جهل و نادانی خارج کردند .
سلام و درود خاص خداوند بر سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام که با ریختن خونش بندگان الهی را از ظلمت و جهل به سوی نور دانایی هدایت فرمود .
خدایا در این کره خاکی بندگان صالح و مومن فراوان داری . کسانی که عمر ، مال و هستی خود را در راه تو فدا کردند و توان خود را در راه بندگی تو صرف کردند . هرچه می نگرم می بینم که این حقیر نتوانستم ذره ای حق طاعت تو را به جا آورم . از سرمایه گرانقدری که به من دادی کمال بهره برداری را انجام دهم و اکنون شرمنده و روسیاه به محضر تو می آیم . همیشه دلم می خواسته که وقتی به ملاقات تو می آیم هیچ کار انجام ناشدنی نداشته باشم و به درجه ای برسم که مولایم علی علیه السلام مشتاق مرگ باشم و مانند اربابم ابا عبدالله (علیه السلام ) مرگ را زیباتر از گردن بند در گردن نوعروسان بدانم
شاید توقع زیادی است اما همیشه آرزویم این بوده که امام برحقم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) به وجود من افتخار کند . بتوانم مانند شیخ مفیدها یاری کننده دین خدا باشم و تمام توانم را برای دولت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف ) خرج کنم . از روزی که وارد حوزه علمیه شدم با همه نادانیم به این فکر کردم که باید علم فراوان را کسب کنی که فرد با کمال و مثمر ثمری در دولت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) باشی . آرزو داشتم امامم بر من هم افتخار کند . اما این حقیر خیلی با این مراتب فاصله دارم . حال که حوادث روزگار و تقدیر الهی رقم خورده است ، مأموریتم به پایان رسد عاجزانه از حضرت دوست میخواهم که با همه نواقص و کاستی ها این بنده حقیر را مورد آمرزش قرار دهد و رحمتش مرا شامل حالم کند .
خدایا تو را سپاس می گویم که پدر و مادری مهربان به من عنایت کردی .
تورا سپاس می گویم که همسر و خانواده ای دلسوز ومهربان به من عنایت کردی .
تو را سپاس می گویم با اینکه کمالی در من نیست اما همه مرا مورد محبت و لطف خود قرار می دهند .
تو را سپاس می گویم که بعد از سالها محبت مادری را به من چشاندی
تو را سپاس می گویم گوش مرا با قال الصادق آشنا کردی .
تور ا سپاس می گویم که زبانم را گویا به قرآن و سنت پیامبرت قرار دادی .
تو را سپاس می گویم که قدرت بیان و فهم دین را به من عطا کردی .
خدایا تو شاهدی که اگر تمام قلم های عالم را داشته باشم و زمین صفحه نوشتاری ام شود توان تشکر از خوبی ها و نعمات تو را ندارم .
حال که همه خوبی ها را بر من ارزانی داشته و الطاف خود را شامل حالم کردی پس مورد آمرزشت قرارم ده که اکنون محتاج این لطف توام .اگر در دنیا زشتی هایم را پوشاندی و سیرت مرا برای مردم خوب نمایان ساختی به این پرده پوشی ات در عالم باقی محتاج ترم .
یا الله ! دلم سراسر عشق و محبت به توست ولی محبت به تو نشانه ای دارد که آن هم اطلاعت از توست و من در این امر کوتاهی های فراوان کرده ام . مثل همیشه در حقم بزرگواری کن و خطاهایم را درگذر .
از همه کسانی که بعد از من این وصیت نامه را می خوانند حلالیت می طلبم . خدا را شاهد می گیرم که هیچ وقت در امر تبلیغ نخواستم بی جهت از وقت مردم را بگیرم .اما اگر در این زمیه کوتاهی کردم از مردم خوب و عزیزانم برایم طلب حلالیت کنید . ببخشید این سرتاپا آلودگی را تا خداوند هم شما را ببخشد .
سخنی با خانواده ام

عزیزان من ! در مرگ من بی تابی نکنید چراکه مرگ منزلگاه قرار آدمی است . من امانتی بودم که باید پیش صاحب امانت می رفتم . اگر هم قرار است برایم ناراحتی کنید اندوه و حزنتان را نثار سید و سالار شهیدان و شهدای مظلوم کربلا کنید . دوست دارم همیشه غصه شما برای مصائب اهل بیت باشد .
پدر و مادر عزیزم و خواهر و برادران گرامی ام !
راه بندگی و اطاعت از خدا بهترین راه و آسانترین آن می باشد . تلاش کنید تا لحظه ای از صف بندگی خدا خارج نشوید و مایه آبروی دین و زینت اهل بیت باشید .
سخنی با فرزندم

محمد حسین عزیزم ! فرزند معصومم ! همیشه دلم می خواسته تو از بهترین یاران حضرت حجت (سلام الله علیه ) باشی .
عزیز دلم ! آرزوی مادرت را برآورده کن و از خوبی و تقوا فاصله نگیر . می خواهم تو مفید برای دین خدا و بندگان خدا باشی . با تحصیل علم بر دانایی ات اضافه کن و سعی کن خدمتگزار مردم باشی . از سویدای وجودم آرزو می کنم که توآبرومند در دنیا و آخرت باشی. تو هدیه خدا به ما هستی بعد از سالیان سال . ان شاء الله توانسته باشم که از این همه هدیه الهی خوب مراقبت کنم . سفارش تو را به اهل بیت کرده ام تا آنها سرپرستی تو را به عهده بگیرند و خودشان تورا تربیت کنند چرا که ما با این همه خطا نمی توانیم مربی خوبی باشیم .
فرزندم ! بدان خوبی تو
باعث سرافرازی من است همیشه به بندگان خدا احترام بگذار و سعی کن دلسوز همه عالم باشی . این درسی است که مولایمان حسین علیه السلام به ما داده است . توانایی ات را در راه دین خرج کن و کوشش کن گریه کن با معرفتی برای اهل بیت علیهم السلام مخصوصاً امام حسین علیه السلام باشی .
یادت باشد هیئت های امام حسین علیه السلام خیمه های حسینی اند از آنها جدا نشوو خود را به کشتی نجات ( امام حسین علیه السلام ) برسان تا راه رستگاری را طی کنی .
فرزندم ! قرآن را چراغ راهت قرار ده و لحظه ای از دستوراتش جدا نشو.
سخنی با دوستان گرامی

دوستان گرامی و همه کسانی که من حقیر را می شناسید ، تقوای الهی بهترین توشه دنیاست ( ان خیر الزاد التقوی ) .آشنایی با قرآن و اهلبیت دستگیره نجات و رستگاری هاست . لحظه ای از این دو بال ( ثقلین جدا نشوید ) همیشه می خواستم معارف قرآن را به طور کامل بفهمم و پیاده کنم چرا که بهترین ساعات در زندگی ام لحظه ای بود که معرفتی پیدا می کردم و یا نکته زیبایی از قرآن می یافتم. شما عزیزان که هنوز سرمایه عمر در چنگتان هست آن را با قران آمیخته کنید که قرآن داروی همه دردهاست و بزرگترین درد ، درد نادانی و جهالت است و درمان آن در قرآن می باشد.
از خدا می خواهم مرا با علمای ربانی و شهدا محشور کند تا آنجا هم همنشین آنها باشم . یکی از آرزوهایم این بود که دولت حقه را ببینم و سر افرازی شیعه ورهبر و مملکتم را در دنیا نظاره گر باشم . همیشه آرزو داشته ام که روزی را ببینم که جز صلح و آرامش و خدا پرستی و تقوا چیز دیگری روی زمین نیست ، امام برحقم حاکم کل جهان هست و ما زندگی را در زیر لوای او تجربه کنیم . حال از خدا می خواهم که چه باشم و چه نباشم بر ما ترحم کند و ظهور دولت یار را برساند تا مردم دین حقیقی را از امامشان بیاموزند و فرهنگ قرآن در جامعه برپا شود .
عزیزانم ! من همیشه محتاج دعای خیر شما بوده و هستم. فراموشم نکنید و این سرتاپا خطا و عاصی را در اعمال خیرتان شریک کنید . امیدوارم مأجور حضرت حق باشید .
سخنی با دانش آموزان
مدارس راهنمایی شهید ترکیان ، مخمل بافی ، ابن سینا ، شاهد
دبیرستان نرجس ، امیرکبیر ، ربیعی ، فاطمه زهرا (سلام الله علیها )
و همه مدارس که در آنجا فعالیت داشته ام

عزیزانم ! ای امید آینده کشورمان ! ای یاران و کنیزان امام زمان ! همیشه در گفتگوی با شما میخواستم زیبایی دین اسلام و قشنگی مکتب اهل بیت را به شما بفهمانم. اما شاید در این امر خیلی توانا نبوده ام . اگر از من چیزی آموخته اید از من نبوده است از مکتب غنی اسلام بوده است ،خواهشمندم آن را به کار گیرید ،که سعادت دین و دنیا در پیروی از قرآن و اهلبیت است .
بچه های عزیزم !همیشه وقتی با شما سخن می گفتم احساس می کردم خواهرانم هستید و از روی دلسوزی با شما سخن می گفتم . ان شاءالله توانسته باشم درست دین را برای شما تبیین کنم . اگر در حین گفتگوی با شما از من خطایی سرزده مرا حلال کنید و دعایم نمایید که محتاج دعای شما پاکدلان و جوانان با ایمان هستم . احترام استادان و مدیران محترم را داشته باشید و در راه علم تلاش و کوشش کنید . جامعه احتیاج به جوانان اهل علم و ایمان دارد .
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) از شماها برای دولتش استفاده خواهد کرد . تلاش کنید این حق بزرگ را که روی دوشتان است ادا نمایید . و آرزو می کنم که در کارتان و آینده روشنتان موفق و موید باشید .
عزیزانم ! طوری جوانی خود را سپری کنید که امامتان از شما راضی و جامعه و رهبرمان به شما افتخار کند . حیا و عفت را سرلوحه علم وزندگی و رفتار و اخلاق خود قرار دهید . زنان هر چه با حیا باشند جامعه ما از خطر ها در امان می باشد . در پایان از دو عزیز بزرگوار خانم غنی و آقای دکتر تشکر می کنم و هیچگاه محبت های آنها را فراموش نخواهم کرد . دلم می خواست بتوانم جبران زحمت های آنها را بکنم ولی نشد . آنها را به خدای منان می سپارم و سلامتی و توفیقاتشان را از خداوند خواستارم .
وصیت نامه مرحومه حاجیه خانم حاج بابایی


  1. .... گفت:

    بانویی سراسر مهربانی بود. روحش شاد یادش گرامی

  2. ناشناس گفت:

    خدا رحمتشون کنه.
    ان شاء الله با مولاش امیرالمومنین محشور بشه
    واقعا یار حقیقی حضرت ولی عصر عجل الله بود
    به امید رجعت این بانو در دولت کریمه امام زمان
    اللهم عجل لولیک الفرج

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.