پای درد و دل خانم احمدی

این بار آموزشگاه پرورش افکار کاشان مفتخر به حضور خانم احمدی شمس کار آفرین نمونه بودند ایشان در مشاغل همچون قالی بافی و خیاطی و آرایشگری فعالیت و سابقه ای دیرینه  دارند ایشان مدیریت موسسه خیریه امام حسن مجتبی را بر عهده دارند که در ابتدای جلسه پس از بیان فراز و نشیب های زندگی شان و بیان موانع سر راه کار به تبین راه حل مقابله با مشکلات زندگی پرداختند

همچنین خانم احمدی ابراز داشتند که بسیار علاقه دارند که نسل امروز نیز هریک کار آفرینانی مقتدر و قهار باشند که علاوه بر موفقیت در تحصیل و زندگی شخصی بتوانند برای جامعه نیز افتخار آفرین باشند  علاوه بر این ایشان استادی زبر دست و چیره هستند که شاگردانی با مهارت و تجارب زیاد را تعلیم داده و در عرصه افزایش تولید ملی و رشد و شکوفایی اقتصادی و بهره وری و کمک به اقتصاد خانواده و ایجاد مشاغل جدید نقش مهمی را ایفا نموده اند   اما به هر حال استفاده از تجارب یک کار آفرین موفق امری نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت همچنین ایشان به نقش شبکه سازی در انتقال تجارب و آموخته ها در سخنرانی خود اشاراتی داشتند که  خواندن تجارب این بزرگوار خالی از لطف نیست

در اینجا به این نکته هم اشاره ای داریم  که خانم احمدی شمس علاوه بر اینکه یک کارآفرین نمونه برگزیده اند یک مادر و همسر فداکار برای خانواده هستند . در ادامه ایشان با خواندن ابیاتی سخنرانی خود ر ا ادامه دادند

گر سینه شود تنگ خدا با ما هست/ گر پای شود لنگ خدا با ما هست

دل را به حریم عشق بسپارو برو/ فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست

در ابتدای این کارگاه آموزشی خانم احمدی شمس با موضوع کار آفرینی برگزار شد به مسئله شناخت و توانایی های هر انسانی و رسیدن به اوج قله های تری و پیشرفت اشاره داشتند و سرمایه عمر را بزر گترین سرمایه دانستند که هر انسانی از ان بی خبر است و قدر آن را نمی داند و گمان می کند منظور از سرمایه برای هر کار ی ابزار و ادوات و و مبالغی هنگفت برای شروع کسب و کار است و ضمن اشاره به این مساله ملموس بودن آن را نیز در زندگی خود تبیین نمودند همچنین خانم احمدی ضمن بیان بیوگرافی شخصی خود به تبیتن مفهوم “خواستن توانستن است “ابراز داشتند: که درحدود 12 سالگی پس از ازدواج از تهران به راوند کاشان که در آن حتی از نعمت آب آشامیدنی برخور دار نبود مهاجرت نموده و به ر غم مخالفت های شدید  خانواده خود برای تدوام زندگی مشترک در خانواده همسر زندگی نموده و در  آنجا حرفه قالی بافی را باتوجه به اینکه دیگران مرا فاقد این توانایی می دیدند بصورت خود آموز در کمال ناباوری اطرافیانم  آموختم خیلی زود شروع به قالی بافی کردم آن زمان روز های شروع 8 سال دفاع مقدس نیز بود، در روزهای جنگ چون قبلا در تهران با خدمات پرستاری آشنا بودم و در راوند آن روز شخص خانمی نبود که در این گونه امور به مردم خدمت رسانی کند، بنده در زمینه تزریقات و پانسمان به مردم خونگرم راوند خدمت می کردم. مردم راوند چون دارای پیشینه مذهبی کهنی هستند مایل بودند خانواده هایشان برای انجام این امور به بنده مراجعه کنند تا دیگران. این موضوع باعث آشنایی و اعتبار روز افزون بنده شد. در سال 68 در حدود 50 نفر کارآموز در زمینه هنر خیاطی زیر نظر بنده مشغول کار شدند که بسیار برای من خوشحال کننده بود.

ایشان به بیان این مسئله نیز پرداختند که محدودیت ها نباید مانع پیشرفت ما شوند افزودند: با توجه به اینکه اینجانب 16 بار تحت عمل جراحی قرا گرفتم ولی امیدم را به زندگی از دست ندادم و پس از گذر همه این مشکلات همچنان روزگار نا ملایمت های خود را از من در یغ نکرد و فرزندم مصطفی را در سن 27 سالگی به سرطان مبتلا کرد و با وجود انکه 15 بار تحت عمل جراحی قرار گرفته بودم مجدد برای جراحی 16  ام خود را آماده نمودم  و پس از انکه درمانها مفید نشد. باز هم از خود رضایت نداشتم و احساس پوچی نمی کردم این گونه بود که فکر تاسیس موسسه خیریه امام حسن مجتبی افتادم وقتی فرزندم مصطفی دچار سرطان شد و من با آنکه با ایجاد شغل به گونه ای در تامین معیشت خانواده هایی سهیم بودم از پا افتادم و شخصا معنای درد را فهمیدم. در طول دوران درمان مصطفی به این باور رسیدم که محبت اطرافیان و تامین منابع مالی بیماران ک نقش مهمی در بهبودی آنها دارد. یک روز وقتی دوستی بی دریغ به من کمک کرد و حتی منزل شخصی در اختیارم گذاشت با انکه در تهران بیگانه بودم بگونه ای که با دیدن مصائب خو به یاد مصائب حضرت مسلم میافتادم .متوجه شدم که خداوند من را تنها نگذاشته و همیشه ردپای خدا در ساحل زندگیم به چم میخورد پس با خدای خود عهد کردم که چه مصطفی زنده بماند و چه از دستش بدهم حتما برای کمک به بیماران سرطانی قدمی بر خواهم داشت. و هم اکنون  خدا را شاکرم که بیش از 160 بیمار  سرطانی و خانواده بی بضاعتی بسیاری را تحت پوشش قر ار داده ام  در پایان این کارگاه خانم احمدی حضار را تشویق نمودندکه با گامهایی محکم در مسیر زندگی گام بردارند و هیچ گاه از شکست ها نهراسند بلکه هر شکستی را به منزله معلمی بدانند که به آنها پندی آموخته و هر شکستی را مقدمه ای برای بدست آوردن پیروزی ها قرار دهند. در پایان ایشان به سوالات حضار پاسخ دادند و در خصوص مسائلی همچون تقویت اراده و چگونگی نیل به اهداف در مسیر زندگی برای سوال کنندگان بازگو نمودند که باید جوانان برای رسیدن به موفقیت هدف داشته باشند که با توکل بر خدا و  با استعانت از صبر و یاد خدا می توانند به مهمترین هدف یعنی خوشبختی برسند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.