کلید تمام خوبی‌ها و خیرها

قرآن که کتاب آسمانی و هدایت بشریت است، برای هدایت انسان‎‌ها و راهنمایی آنان به مسیر درست و سعادت واقعی، در آیه‌ای بسیار زیبا، همه خوبی‌ها و سعادت‌مندی واقعی را به خداوند متعال نسبت می‌دهد و از ما می‌خواهد خوبی و سعادت را تنها از او تقاضا کنیم. لذا در سوره آل عمران آیه 26 می‌فرماید: «تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ: هر كس را بخواهى عزت می‌دهى، و هر كه را بخواهى خوار می‌كنى. تمام خوبی‌ها به دست توست، تو بر هر چیزى قادرى».

این آیه به صراحت بیان می‌کند عزیز شدن و عزت آدمی تنها و تنها در دست خداوند متعال است. سپس در ادامه می‌فرماید: «بِیَدِكَ الْخَیْرُ» باید توجه داشت که «الف و لام» در «الخیر» الف و لام استغراق است و تمام نیکی‌ها را در بر می‌گیرد؛ هم‌چنین مقدم شدن خبر بر مبتدا (زیرا بیدك الخیر فرموده نه الخیر بیدك) نشانه حصر این کار است، یعنی تمام خیرها و بركات و نیك‌ها و خوبی‌ها، تنها در دست خدا است.

هم‌چنین از این آیه استفاده می‌شود که تنها عمل خیر از خداوند متعال صادر می‌شود، و هیچ عمل شری از او صادر نمی‌شود و هر چه از جانب او برسد خیر محض است. به تعبیر دیگر در جهان هستى شرى وجود ندارد، این ما هستیم كه خیرات را مبدل به شر می‌كنیم و اگر می‌گوید: خیر تنها به دست تو است و از شر سخنى نمی‌گوید، به خاطر آن است كه شرى از ذات پاك او صادر نمی‌شود. جمله «إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» نیز در واقع دلیلى است بر تمام آن‌چه در این آیه آمده، زیرا وقتى او بر هر چیز قادر است، حكومت و عزت و خیرات به دست او است.(آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏2، ص 49.)

از این آیه به روشنی می‌توان استفاده کرد که برای سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت تنها و تنها باید از خداوند متعال مدد گرفت و آن‌چه از جانب او به انسان می‌رسد، خیر است و برای انسان مفید خواهد بود، و لو این‌که در ظاهر مناسب نبوده و با طبع آدمی سازگاری نداشته باشد، مثلاً ممکن است انسان بیمار شود و یا در مسیری دچار تصادف یا هر گرفتاری دیگری شود، در این ‌صورت هم باید با دید مثبت به آن نگاه کرد و بدانیم که اگر از جانب خداوند متعال بوده باشد، قطعا خیر است و سعادت انسان در همان عمل است.

حال ممکن است انسان مبتلا به بیماری خطرناک معنوی شده باشد و دوای او نیز تنها آن گرفتاری خاص باشد، در این‌جا خداوند حکیم که انسان و سلامتی او را دوست دارد، وی را به آن گرفتاری مبتلا می‌کند تا بیماری او التیام پیدا کند. حال باید گفت: درست است که گرفتاری و درد و رنج کشیدن سخت است، اما چون برای درمان آدمی مفید و لازم است، این گرفتاری‌ها برای انسان خیر است، چون باعث سلامتی او می‌شود

درست مانند شخص بیماری که بهبودی او منوط است به استفاده از دارویی تلخ، یا بیمار خطرناکی که ناچار است برای رهایی از بیماری عمل جراحی انجام دهد، داروی تلخ و جراحی هر دو درد آور و نامناسب است ولی برای بهبودی انسان لازم و ضروری است.

حال ممکن است انسان مبتلا به بیماری خطرناک معنوی شده باشد و دوای او نیز تنها آن گرفتاری خاص باشد، در این‌جا خداوند حکیم که انسان و سلامتی او را دوست دارد، وی را به آن گرفتاری مبتلا می‌کند تا بیماری او التیام پیدا کند. حال باید گفت: درست است که گرفتاری و درد و رنج کشیدن سخت است، اما چون برای درمان آدمی مفید و لازم است، این گرفتاری‌ها برای انسان خیر است، چون باعث سلامتی او می‌شود.

البته به این مساله هم باید دقت کرد که نباید بی‌تدبیری و عملکرد نادرست آدمی را به پای خداوند متعال نوشت، مثلاً اگر کسی در رانندگی احتیاط نکرده و بدون رعایت موارد لازم، دچار تصادفی شود، یا مثلاً معتاد شود، یا در حق کس دیگری ظلم کند، نباید این موارد را به خداوند متعال نسبت داد؛ بلکه منظور این است که اگر آدمی تمام جوانب کار را رعایت کرد و دچار مشکلی شد، در این‌صورت آن مشکل و گرفتاری را خیر بداند و نسبت به آن اعتراض نکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.