خانه / احادیث / شرح حال سلطان علی ابن محمد باقر

شرح حال سلطان علی ابن محمد باقر

نام: علی (ابوالحسن، طاهر) پدر: محمد بن علی بن الحسین (علیه السلام) مادر: ام ولد (نام های او زینب، لیلا، ام حکیمه)
فرزند احمد و فاطمه ـ فاطمه یکی از همسران امام کاظم (علیه السلام)
سن: 32 سال مسئولیت: نایب خاص امام محمد باقر (علیه السلام) و امام جعفر صادق (علیه السلام)
سال اعزام: حدود 113 هـ.ق و اوایل قرن دوم میزبان: اهالی کاشان، فین و خانواده ی اردهال
حاکم دوران: هشام بن عبدالملک
محل شهادت: قتلگاه حضرت در 4 کیلومتری حرم مهر بندسنگی ازناوه
تاریخ شهادت: 27جمادی الثانی
چگونگی شهادت: جدا شدن سر از بدن مبارک آن حضرت با لب تشنه و فرستادن آن به دارالخلافه
قاتل: ارقم شامی حدود 55 سال بعد از واقعه ی کربلا
یکی از چهار امامزاده ی لازم التعظیم در کشور. دفن عده ای از شهدا در رکاب حضرت سلطان علی (علیه السلام) در قتلگاه. مشاهده ی کرامات زیادی در حرم مطهر و شهادتگاه آن حضرت و زیارت حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی از سردابه ای اجساد شهدا در ایوان صفا در سال 1341 خورشیدی.
مراسم قالیشویان هر سال یک بار در نزدیک ترین جمعه به سالروز شهادت امامزاده برگزار می شود، هفته ها قبل از روز قالی شویان، مردم شهرها و روستاهای مجاور به تدریج وارد منطقه ی اردهال می شوند. معمولاً از جمعه قبل از قالی شویان، جارچیان جار جمعه را می زنند و سیل جمعیت با شدت بیشتری به سوی مشهد اردهال می شتابند تا این که در روز جمعه قالی شویان، جمعیت به اوج خود می رسد.انگیزه مشترک همه افراد شرکت کننده، زیارت مرقد مطهر شهید والامقام حضرت علی بن امام محمدباقر (علیه السلام) است. در کنار آن عده ای نیز برای کسب و تجارت در طول چند هفته در آنجا اطراق می کنند و به عرضه ی انواع منسوجات، صنایع دستی و اغذیه می پردازند. مراسم قالی شویان همه ساله با حضور جمعی از شخصیت ها و مسوولین کشوری محلی برگزار می شود. با طلوع خورشید در روز جمعه مراسم قالی شویان با آداب ویژه ای آغاز می شود. در حدود ساعت 8 صبح روز جمعه اهالی فین کاشان از پیر و جوان با چوب دستی های رنگارنگ و نوار پیچ شده لب جوی شاهزاده حسین جمع شده و از آنجا به سوی بقعه حرکت می کنند. جمعی از پلکان بلند بارگاه بالارفته و به همراه زائرین و اهالی مشهد اردهال در صحن آستانه اجتماع کرده و در توصیف امامزاده و شهدای کربلا شعار می دهند. سپس یکی از مداحان اهل بیت (علیهم السلام) اشعاری در مدح امامزاده می خواند و در زمینه ی اهمیت و ویژگی امامزاده سخنرانی ایراد می شود.
سپس اهالی فین برای تحویل گرفتن قالی خون رنگ با شعار (حسین، حسین) به سوی حرم حرکت می کنند. در این میان، خادمان امامزاده یک تخته فرش تحویل فینی ها می دهند و چوب به دستان اردهال نیز فرش را بر دوش گرفته و با شعارهای مذهبی آن را به سمت (جوی شاهزاده حسین) می برند. در مقابل دسته ی فینی ها، اهالی روستای خاوه به صورت دسته های عزادار در حرکت هستند، پس از آنکه عزاداران به جوی شاهزاده حسین رسیدند، چوب دستی ها را به آب زده و به قالی می پاشند. پس از پایان مراسم قالی شویان دوباره به سوی آستانه به راه می افتند و از صحن سرداریه وارد شده و قالی شسته شده را به خادمان آستانه ی مبارک پس می دهند، آنگاه خادمین به همراه اهالی خاوه، قالی را به داخل حرم مطهر حمل می کنند و پس از پایان عزاداری، آن را داخل حجره ای قرار می دهند. روز سومین جمعه ی مهرماه نیز اهالی (نشلج) این بار با اجرای شبیه خوانی و سینه زنی به عزاداری می پردازند.(جمعه ی نشلجی ها) سال ها از پی هم سپری می شوند؛ اما هنوز سنت قالی شویان با همان سبک و سیاق نسل های گذشته و حال برگزار می شود؛ بدون آنکه از اجرای مراسم و آداب آن کاسته شود.
فصلنامه ی فرهنگ مردم، پاییز و زمستان 1385، ص 111 ـ 116؛ امامزاده معتبر، 32؛ زندگانی سلطان علی و هلال بن علی، 22؛ تاریخ کاشان، 433؛ آثار تاریخی شهرستان های کاشان و نطنز، 430؛ نگاهی به مشهد اردهال، 7 مجموعه ی تاریخی و مذهبی مشهد اردهال ،146 ـ 151؛ فرهنگ جغرافیایی ایران، 284/3؛ حماسه ی تاریخی مشهد اردهال، 147 و 148؛ سایت ها و رسانه ها و نشریات، در آستانه ی برگزاری مراسم قالی شویان، همه ساله.
راز سردابه: یکی از نماهای تاریخی و دیدنی ایوان صفا ایوان درب قبله است که 11متر طول و 7/5 متر عرض و 17 متر ارتفاع دارد. ایوان صفا از نظر معماری یکی از شاهکارهای معماری سنتی است که در ابعاد مختلف از نظر فن معماری تعجب همگان را بر می انگیزد. 6 متری زیر ایوان صفا از پله های ورود به ایوان تا درب ورودی حرم سردابه ای وجود دارد. تقریباً به طول و عرض 6+3 و عمق 3/5 متر که راه ورودی آن هنگام ورود به ایوان سمت راست می باشد. براساس کتاب زندگانی حضرت سلطان علی نوشته ی علامه آیت الله عبدالرسول مدنی (رحمة الله علیه) در سال 1313ق در سردابه به وسیله ی اعتضادالدوله حاکم وقت قم باز می شود و او یکصد تابوت را مشاهده می کند و اجساد یاران آن حضرت را می شمارد. دیگر بار در سال 1341 ش در سردابه به امر فقیه اهل بیت (علیه السلام) حضرت آیت الله مرعشی نجفی (رحمة الله علیه) گشوده می شود و به امر ایشان چندین نفر از معتمدین وارد سردابه می شوند و چگونگی وضعیت داخل سردابه را خدمت آن مرجع عالیقدر عرضه می دارند. لازم به ذکر است درب قدیمی سرداب در پائین پله های کورودی ایوان صفه ی صفا (درب جنوبی) قرار داشته است؛ دیدار حضرت آیت الله مرعشی نجفی از گوشه ی دیوار سمت راست ایوان صورت پذیرفته است دیگر آن که پس از زیارت حضرت آقای مرعشی درب سرداب مسدود گشته است.
وصایای آن حضرت: زمانی که خبر از شهادت خود داد فرمود: ای مردم شما بایستی از دین رسول اکرم منحرف نشوید. از زیارت قبر من منصرف نگردید. خیمه گاه مرا مدفن بسازید و مرا در همین جا دفن کنید؛ به محمد طاهر بن حسین بهروز وصیت کرد که چون مرا دفن کنید گنبدی بر سر مزار من بسازید.
جمعی از شیعیان و دوستان اهل بیت (علیه السلام) در فین و چهل حصاران کاشان گرد هم آمدند و پس از گفت و گو و مشورت با هم، نامه ای برای امام باقر (علیه السلام) نوشتند و از آن حضرت تمنّا و تقاضا کردند تا برای ارشاد و راهنمایی دینی آنان، نماینده ای از سوی خود به آن نواحی اعزام فرماید تا راهبر و راهنمای ایشان باشد. آنان به خانه ی امام باقر (علیه السلام) رفتند. در خانه را کوفتند. غلام آن حضرت، در خانه را به روی آنان گشود و نامه و هدایا را دریافت نمود و میهمانان تازه رسیده را به میهمان سرای امام برد و از آنان به طور شایسته ای پذیرایی کرد. صبحگاهان، قاصدان در مسجد حاضر شدند. امام باقر(علیه السلام) نیز به مسجد آمد. آنان با دیدن امام خوشحال و مسرور شدند و اشک شوق از دیدگانشان جاری گشت. آنان نسبت به امام عرض ارادت نمودند و در محضرش نشستند. امام خطاب به آنان فرمود: نامه ی دوستانمان را خواندم و در جواب درخواست آنان، نور دیده ام علی را برای آن نواحی تعیین نمودم. اسباب سفر مهیا گردید. امام باقر در جمع فرزندان و میهمانان فرمود: من علی را برای هدایت و ارشاد دوستان و شیعیان نواحی چهل حصاران و فین می فرستم، تا او مردم را به راه و روش جدم هدایت و راهنمایی کند؛ و این آخرین دیدار ما با اوست. آنان به حوالی چهل حصاران رسیدند عامر طی نامه ای خبر ورود فرزند امام و همراهان را نوشت و توسط پیکی به نزد دوستان و شیعیان فین و چهل حصاران فرستاد و از آنان خواست تا خود را برای مراسم استقبال آماده سازند. پس از یک ماه فرزند امام برای دیدار با دوستان و شیعیان عازم فین و چهل حصاران شد و در آنجا استقرار یافت فرزند امام هر روز با پیروان و علاقه مندان اهل بیت دیدار و ملاقات داشت و روزهای جمعه نماز جمعه اقامه می کرد و تابستان ها که هوا گرم بود به خاوه می رفت و در آنجا به ارشاد و راهنمایی مردم می پرداخت. حضرت سلطان علی بعد از یک سال اقامت در چهل حصاران و نواحی آن، نامه ای به پدر و برادر نوشت و آنان را از احوال خود و اوضاع منطقه آگاه نمود. حضرت سلطان علی با دریافت جواب نامه اش، از شهادت پدر مطلع و متأثر گردید و بدین مناسبت چند روزی را به سوگواری و عزاداری شهادت پدر اختصاص داد و به سفارش های امام صادق (علیه السلام) توجه نمود. نفوذ و افزایش پیروان باعث خوف و وحشت حاکم وقت منطقه (حارث) ملقب به زرین کفش بارکرسفی، گردید. او از ترس، به والی قم، (ازرق) پیغام فرستاد که اطرافیان حضرت سلطان علی بسیار و رو به افزایش اند و همگی مطیع و فرمانبر او هستند. ازرق از خبر حارث غضبناک شد و نامه ای به زرین کفش نوشت و از او خواست تا با حکام و عمال خود متحد شوند و آن حضرت را بکشند و سرش را برای او بفرستند. زرین نعل / زرین کفش با ارقم و زبیر نراقی به مشاوره نشست و نقشه ی قتل جناب سلطان علی (علیه السلام) را کشیدند. پس از ادای نماز نمازگزاران متفرق شدند. جناب سلطان علی برخی از یاران را فراخواندند تا نزدش بمانند. یاران در خیمه گرد او آمدند. نیروهای دشمن خیمه گاه را محاصره کردند و منتظر فرمان حمله شدند. آن حضرت به وسیله ی خادمش، از حضور دشمنان خبردار شد و امر نمود تا خیمه ها را جمع کنند و به سوی خاوه باز گردند. زرین کفش، از قصد امامزاده با خبر شد. او و ارقم و زبیر نراقی به تعقیب حضرت سلطان علی و همراهانش پرداختند. چون آن جناب متوجه تعقیب دشمنان گردید، را میان دو کوه را انتخاب کرد تا به خاوه برسد، امام دشمن با گماردن مأموران خود، راه را بسته بود. خبر شهادت حضرت سلطان علی و یاران با وفایش به اهالی فین، چهل حصاران و سایر نواحی رسید. فینی ها پیاده و سواره با چوب و چماق خود را به قتلگاه شهیدان اردهال رساندند. پیکر پاک حضرت سلطان علی را برای غسل، از قتلگاه به سوی نهری که اکنون به نهر شاهزاده حسین معروف است. حمل کردند و پس از غسل، تا مکان فعلی که حضرت بدان وصیت نموده بود، تشییع کردند و پس از نماز بر آن پیکر پاک، خاوه ای ها آن را به خاک سپردند. فینی ها پس از خاک سپاری حضرت سلطان علی، به خون خوانی شهیدان اردهال برخاستند و با همان چوب و چماق های خود، به تعقیب دشمنان و قاتلان پرداختند و زرین کفش و اکثر مأموران او را دستگیر کردند و به قتل رساندند. پس از آن با خود عهد بستند که خود و نسل آنان هر سال در دومین جمعه ی فصل پاییز که مصادف با روز خاک سپاری حضرت سلطان علی است، به زیارتش بیایند و این واقعه را با برگزاری مراسم قالی شویان زنده نگه دارند. (برگرفته از زیارت نامه و تاریخ زندگانی امامزاده جلیل القدر سلطان علی فرزند امام باقر (علیه السلام) و تذکره آن بزرگوار نوشته: آیت الله ملاعبدالرسول مدنی کاشانی؛ و قالی شویان، نوشته علی بلوکباشی، با اندکی تصرف و شهید اردهال به قلم حبیب الله سلمانی آرانی و سروده های آقایان خباز و حسینی) (نقل از آلاله های اردهال، احمد آقا شریف)

درباره‌ی ادمین

حتما ببینید

دوخت لباس های بیمارستانی توسط مددکاران خیریه

افتخاری بزرگ از موسسه خیریه امام حسن مجتبی (ع) راوند کاشان تهییه و دوخت لباسهای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.